هرچه یک مدیر موفق نیاز دارد

زیاد توی وب می گردم . مطالب مفیدی که به درد هر مدیر موفقی بخوره رو قراره بذارم اینجا تا هم خودم یه آرشیو داشته باشم هم بقیه

هرچه یک مدیر موفق نیاز دارد

زیاد توی وب می گردم . مطالب مفیدی که به درد هر مدیر موفقی بخوره رو قراره بذارم اینجا تا هم خودم یه آرشیو داشته باشم هم بقیه

نکات خواندنی برای موفقیت در بازار سهام



در مطلب گشتی در وب امروز سری به وبلاگ تکنیکال بورس زدیم تا نکاتی درخصوص فعالیت موفقیت‌آمیز در بورس با اتکا بر تحلیل تکنیکال را از زبان نگارنده وبلاگ، صالح عزیز‌جهان مرور کنیم:
1- وقتی نور برق را دیدید، منتظر شنیدن صدای رعد باشید. در بیشتر مواقع وقتی شواهد و قرائن یک اتفاق را مشاهده می‌کنید مطمئن باشید خود اتفاق نیز به زودی رخ می‌دهد.
2- رشد یک سهم بیانگر امیدواری‌هایی است که خریداران نسبت به آینده آن سهم دارند. پس گذشته آن را فراموش کنید.
3- وقتی قیمت یک سهم نتواند بالاتر رود، پایین می‌آید.
4- هر چه تعداد دفعات برخورد نمودار با خطوط حمایت و مقاومت در طول زمان بیشتر باشد، آن خطوط از اعتبار بالاتری برخوردارند.
5- تحلیل تکنیکال برای سهام شرکت‌هایی که به تازگی در بورس پذیرفته شده‌اند، کاربردی ندارد، زیرا شرکت‌های تازه وارد، گذشته‌ نموداری ندارند، بنابراین، نمی‌توان رفتار آینده آنها را از طریق تحلیل تکنیکال که بر اساس روندهای گذشته استوار است، پیش‌بینی کرد.
6- برای تایید صحت پیش بینی خود حتما از چندین شاخص استفاده نمایید.
7- چنانچه شیب روند نزدیک به ۴۵ درجه باشد، روند پایدارتر خواهد بود. شیب‌های خیلی تند به سرعت روند متعادل‌تری را پیش می‌گیرند و شیب‌های خیلی ملایم معمولا بی‌اهمیت هستند و روند محسوب نمی‌شوند.
8- زمان‌های مناسب برای خرید سهام: پس از برگزاری مجمع و تقسیم سود؛ زمانی که شاخص کل مدت‌ها روند منفی داشته است؛ زمانی که روند قیمت سهام منفی بوده و قیمت به اندازه کافی جذاب شده است؛ هر زمانی که بر اثر رخدادهای سیاسی- اقتصادی قیمت سهام افت نموده باشد؛ عرضه اولیه سهام (پذیره‌نویسی).
9- هرگز فریب تبلیغات برخی از شرکت‌های بورسی را نخورید، دنیای واقعی چیز دیگری است.
10- در بازار افزایشی وقتی قیمت‌ها به صورت پیوسته بالاتر از خط روند حرکت کنند ولی قدرت این را نداشته باشد تا به خط کانال برسند، علامت این است که روند به زودی در جهت معکوس شکسته می‌شود و برعکس.
11- در بررسی نمودارهای مربوط به حجم و قیمت، به چرخه‌های هر سهم یا شرکت نیز توجه نمایید. این امر کمک بسیاری در پیش بینی رفتار آینده سهم دارد. رفتاری که هر سهم در دوره‌های مشابه سال‌های گذشته از خود نشان داده به احتمال زیاد تکرار می‌شود.
12- بعضا در معاملات کوتاه مدت پیش می‌آید که مدتی باید صبر کنید تا سهام مورد نظرتان شروع به رشد نماید. در این مدت پول شما در آن سهام بلوکه می‌شود. همیشه مقداری نقدینگی آزاد داشته باشید تا از فرصت‌های جدید پیش آمده نیز بتوانید استفاده کنید.
13- روندها تا زمانی‌که عوامل بنیادی بر آنها تاثیر نگذارند، جهت خود را حفظ می‌کنند.
14- انواع میانگین‌ها شرایط گذشته و حال سهام را نشان می‌دهند و به تنهایی چشم‌اندازی نسبت به آینده سهم به معامله‌گران نمی‌دهند. ضمن آنکه بررسی میانگین‌ها در روندهای خنثی بی‌فایده است.
15- خرید و فروش پلکانی به این معنی است که با مشاهده اولین اخطار، اقدام به شروع ورود به بازار یا خروج از آن می‌کنید و با اخطارهای بعدی، فرآیند خرید یا فروش را ادامه می‌دهید.
16- سه اصل کلی تحلیل تکنیکی به قرار زیر است:
همه چیز سهام در قیمت آن نهفته است؛ قیمت سهام بر اساس الگوهای خاصی حرکت می‌کند و روند قیمت در مواجهه با تغییرات بازار مقاومت می‌کند؛ روندها در طول زمان قابل تکرار است.
17- بیشتر برگشت‌های قیمت در ۳۸ درصد و ۵۰ درصد تصحیح فیبوناچی صورت می‌گیرد. فیبوناچی یکی از ابزارهای حرفه‌ای تحلیل تکنیکال است.
18- تغییرات حجم زودتر از تغییرات قیمت اتفاق می‌افتد اما بررسی حجم در درجه دوم اهمیت قرار دارد. حجم، تایید‌کننده روند قیمت است.
19- هر اطلاعاتی را که از هرجا به دست می‌آورید باور نکنید. روحیه کند و کاو داشته باشید، تحقیق کنید و زود به نتیجه نرسید. به یاد داشته باشید که همیشه اطلاعاتی وجود دارد که نادرست است و موجب گمراهی بیشتر معامله‌گر می‌شود.
20- گاهی ممکن است پس از خرید سهمی شاهد افت قیمت آن باشید. در این موارد، بلافاصله اقدام به فروش سهم نکنید، ممکن است این وضعیت ناشی از یک اصلاح موقت قیمت باشد.
21- هیچ وقت با هدف دریافت سودهای آنی و کلان، اصول ابتدایی خرید و فروش سهام را زیر پا نگذارید؛ به ریسک آن نمی‌ارزد.
22- بسیاری از ضرر و زیان‌هایی که در بورس متحمل می‌شویم حاصل شتابزدگی در فرآیند خرید و فروش و تن دادن به احساسات زودگذر است. یادتان باشد که همیشه در بازار سرمایه فرصت وجود دارد بنابراین، از عجله کردن دست بردارید.
23- تحلیل تکنیکال برای پیش بینی آینده از احتمالات سخن می‌گوید بنابراین، هیچ قطعیتی در آن وجود ندارد.
24- یک چارتیست (تحلیلگر تکنیکال) همیشه باید ابتدا نمودار شاخص کل را بررسی نماید تا برآوردی از کل بازار به دست آورد سپس اقدام به بررسی صنعت مورد نظر و دست آخر نمودار یک شرکت خاص را تجزیه تحلیل نماید.
25- سعی نمایید دلایل خود را برای خرید یک سهم یادداشت کنید. این کار دو حسن دارد: اولا بلافاصله و با کوچک‌ترین ناملایمتی بازار، تصمیم به فروش سهم نخواهید گرفت و ثانیا ممکن است دریابید که دلایل واهی و ضعیفی برای خرید یک سهم دارید و از خرید آن منصرف شوید. دلایل واهی مانند سفارش یک شخص یا یک سایت یا احساسات مثبتی که ما نسبت به بعضی از شرکت‌ها داریم.
26- بزرگ‌ترین راز باقی ماندن در بازار بورس این است که ضرر را محدود کنیم و سریع از معامله‌ای که وارد ضرر شده است، خارج شویم.
27- سهام شرکت‌ها مانند انسانها هستند. خصوصیات کلی مشترک دارند ولی در جزئیات، پیچیده و متفاوتند. بنابراین، رفتار هر سهم را تنها با خود آن سهم مقایسه کنید.
28- در روندهای صعودی سهامی خریداری شود که قدرت نسبی بالا دارد و در روندهای نزولی سهامی فروخته شود که قدرت نسبی پائین دارد. قدرت نسبی، مقایسه نوسان قیمتی یک شرکت با صنعتش یا یک صنعت با کل بازار است.
29- سهام را گران بخرید و گرانتر بفروشید. این جمله به این معناست که هر چند در روندهای نزولی نیز می‌توان سود خوبی کسب کرد، اما بهتر این است که از روند صعودی سهم مطمئن شده سپس اقدام به خرید نمایید.
30- کسی که مردد است یکی از دو تحلیل بنیادی یا تکنیکی را جهت یادگیری انتخاب نماید، با انتخاب تحلیل تکنیکی احتمال موفقیت بیشتری خواهد داشت، چرا که همیشه عوامل بنیادی تاثیر خود را بر قیمت سهام می‌گذارد. به همین دلیل، بررسی نمودارها شبیه به راه میانبر است.
31- داشتن روانی سالم و شخصیتی قدرتمند بیش از دانش به فرد سرمایه‌گذار کمک می‌کند.
32- همیشه به دنبال خرید سهامی باشید که تاریخچه خوبی داشته باشد.
33- یادگیری تحلیل تکنیکال می‌تواند تا ۷۰ درصد شانس موفقیت شما را در بورس افزایش دهد. پس برای آن ۳۰ درصد احتمال خطا از قبل برنامه داشته باشید.
34- در بازار بورس غیر‌ممکن وجود ندارد.
35- در هنگام خرید و فروش در بورس به احساس خود اطمینان کنید اما به آن تکیه نکنید.

منبع:‌ Technicalbourse.blogfa.com

دلایل شکست شرکت‌ها در نوآوری مدل‌های کسب‌وکار


مترجم: هوتسا عسکری نسب
در حال حاضر نوآوری در مدل کسب‌وکار، نوعی استراتژی جدید و ضروری برای سازمان‌ها به شمار می‌رود.

اما شرکت‌ها به طور معمول در این زمینه چندان موفق نیستند؛ زیرا آنقدر سرگرم مدل‌های کسب‌وکار فعلی خود هستند که زمانی برای استفاده از منابع جهت طراحی مدل اولیه و آزمایش نمونه‌های جدید ندارند. حتی در سازمان‌های حمایت‌کننده نوآوری، نوآوری‌ها روی محصولات جدید و خدماتی متمرکز می‌شود که مدل‌های کسب‌وکار امروزی را کارآتر می‌کند. بدون شک چنین کارهایی از اهمیت خاصی برخوردار است، ولی این مدل‌ها به زحمت جوابگوی نیازهای موجود هستند و از آنجایی که عمر مفید استفاده از مدل‌های کسب‌وکار مانند گذشته نیست، متصدیان امر به شدت با شکست مواجهه می‌شوند. شرکت‌های متعددی متوجه ضرورت ایجاد تغییر در طول سال‌ها شده‌اند، اما با این حال روش کاری خود را عوض نکرده اند.
پنج دلیل عمده شکست شرکت‌ها در نوآوری مدل کسب‌وکار به قرار زیر است:

عدم تمایل مدیران اجرایی به مدل کسب‌وکار جدید
واضح ترین دلیل شکست شرکت‌ها در مدل کسب‌وکار جدید، عدم تمایل مدیران اجرایی و گروه‌های رهبری ارشد به بررسی مدل‌های جدید است. آنها از مدل‌های فعلی خود راضی هستند و بر چگونگی بهبود عملکرد شرکت تمرکز دارند. یکی از بارزترین نشانه‌هایی که باعث می‌شود یک شرکت و مدیرانش علاقه‌ای به نوآوری در مدل کسب‌وکار خود نداشته باشند، زمانی است که هرگونه بحث و گفت‌وگو درباره وجود مدل‌های کسب‌وکار صرفا تهدید رقابتی تلقی شود.
اهمیت دادن بیش از حد به محصولات
گاهی تفاوت بین محصول و خدمات خیلی واضح نیست. بنابراین مدل‌های کسب‌وکاری که بر محصول و خدمات، توجه دارند نسبت به مدل‌هایی که تنها بر محصولات تمرکز می‌کنند کارآمدتر هستند، زیرا تا حدی ارزش و دلایل انتخاب مشتریان را تغییر می‌دهند.
برای مثال (دستگاه پخش صوتی دیجیتال) iPod را در نظر بگیرید، شرکت Apple اولینmp3 player را به بازار وارد نکرد، اما با افزودن خدمات iTune (نرم‌افزار چندرسانه‌ای (به محصول iPod علاوه بر تغییر کاربری، تجربه‌ای نو در زمینه موسیقی پیش روی مشتریان قرار داد. مدل‌های کسب‌وکار تفکر عصر صنعتی و کدهای صنعتی NAIC (نظام رده‌بندی صنعتی آمریکای شمالی) صرفا محصول (یا خدمات) را توصیف می‌کند و این روش نادرست به نو‌آوری مدل کسب‌وکار نیز تحمیل می‌شود.

کاهش میزان فروش به دلیل ارائه محصولات جدید
مدیران خط تولید در اکثر سازمان‌ها مخالف هر گونه خطری هستند که کسب‌وکار کنونی شان را تهدید کند. به دست آوردن سهم بازار در طی مبارزه و نبرد به اندازه کافی دشوار است پس چرا باید علیه خود رقابت کرد؟ به نظر می‌رسد این احساسات زمانی تشدید می‌شود که ایده‌های مدل کسب‌وکار جدید، میزان فروش موجود را تهدید کند. مدیران اجرایی فرصت‌های جدید را از دید مدل کسب‌وکار فعلی و در رقابت با مسیر فعلی که سازمان ایجاد کرده در نظر می‌گیرند. شرکت‌ها در ارتباط با نوآوری مدل کسب‌وکار دچار شک و تردید می‌شوند، حتی اگر بدانند مدل‌های کسب‌وکار جدید از قابلیت بالایی برخوردار هستند، همچنان کاهش فروش را به طرز کورکورانه‌ای قبول دارند.
موانع بازگشت سرمایه مدل‌های جدید
جهت رد مدل‌های نوآوری، هیچ روشی آسانتر از ارزیابی این مدل‌ها با معیار‌های اقتصادی و مالی نیست؛ همان معیارهایی که با آن مدل‌های فعلی کسب‌وکار سازمان را می‌سنجند. معیارهای مالی جهت ارزیابی پروژه‌های دیگر و ارتقای مدل کسب‌وکار فعلی استفاده می‌شوند تا ساختار هزینه و بازگشت سرمایه را در چارچوب مدل امروز تضمین کنند.
مدل‌های کسب‌وکار جدید به احتمال زیاد از نظر مالی بسیار متفاوت هستند و باید در محیط ارزیابی شوند. شرکت‌ها در زمینه نوآوری با شکست مواجه می‌شوند، زیرا دید مالی اشتباهی نسبت به ارزیابی جذابیت‌ها و امکان‌پذیری مدل‌های کسب‌وکار جدید دارند.

کارمندان عادی و رده پایین
یکی از دلایل شکست مدل‌های نوآوری کسب‌وکار در سازمان‌ها، کنار گذاشتن افراد رده پایین در سازمان است. نوآوران به جنگ روش‌های قدیمی ‌و از کارافتاده می‌روند و روش‌های کاملا جدید را به کار می‌بندند تا ارز‌ش‌هایی نوین خلق کنند.
در سازمان افرادی وجود دارند که در جهت حفظ و ارتقای روش‌های قدیمی‌همت گماشته‌اند؛ بنابراین ممکن است نسبت به این روش‌ها تعصب به خرج دهند و با روش‌های جدید مخالفت ورزند. معمولا این افراد در رده‌های بالای سازمانی قرار دارند و خود را به جهت حضور نسبت طولانی و کلیدی در شرکت، مالک کسب‌وکار می‌دانند.
اگر به این افراد اجازه داده شود تا با نوآورانی مخالفت کنند که به کمک تدبیر و بینش و نگاهی عاری از تعصب روش‌های نوینی را طراحی می‌کنند، آنگاه الگوهای جدید کسب‌وکار با شکست مواجه می‌شوند.
منبع: HBR