|
|
|
|
تغییر عادات و رویههای بد و پذیرش نقاط ضعف، بنیاد و پایه خود مدیریتی
است. بنابراین اجازه دهید تا از این ده مرحله عبور کنیم تا این اصول را به
طور موثری تقویت نماییم.
افکار، عواطف، لذتها، خشم و منش و روحیه خودرا مدیریت کنید، زیرا همه
ما قادر به کنترل خود هستیم. این سناریوی کوچک را تصور کنید. زن و شوهری در
حال مشاجره شدید هستند،در همان حال در زده میشود و دو تن از دوستان آنان
پشت در هستند. این زوج چگونه این موقعیت را مدیریت میکنند؟ شخصی که در را
باز میکند به فوریت،افکار، رفتار، روحیه و حالت چهره خود را کنترل میکند.
زمانی که مهمانان وارد منزل میشوند، دیگری نیز به یقین همین تغییرات را
در خود انجام داده است. اگرچه جو کلی کمی تغییر کردهاست، اما به خاطر این
وقفه، خشم واقعی به ناکهان کنترل شدهاست. همانگونه که میبینید ما
میتوانیم خودرا کنتل کنیم فقط بستگی به این دارد که چقدر به این کنترل
نیاز داشته باشیم. سباستین کو چگونه توانسته بود چنین روحیهای بدست آورد؟ آیا وی ارادهای قویتر از ما داشت؟ آیا انضباط وی بیشتر بود؟ آیا خود کنترلی و خود مدیریتی وی کاراتر از ما بود؟به یقین بله! برگرفته از کتاب هنر موفق بودن نوشته ریچارد دنی - مترجم: مهدی غروی - نشر آزادمهر |
|
|
|
|
انسانهای برتر راه ثابتی را برای موفقیت در پیش میگیرند و با پا نهادن در
این راه به موفقیت نهایی میرسند. زیرا افراد برای رسیدن به موفقیت باید
مراحلی را طی کنند و علت اینکه برخی به هدفهای خود و در نتیجه به موفقیت
نمیرسند و یا زندگانی دلخواه خود را ندارند این است که این مراحل را یا
اصلاً انجام ندادهاند و یا به درستی به کار نگرفتهاند. با اجرای این چهار
دستور، نیروی موفقیت را در خود تقویت کنید:
در غیر اینصورت خواستههای شما به صورت آرزو باقی خواهند ماند. برای انجام هدف و به اجرا در آوردن آن باید شرایط لازم فراهم باشد و گرنه یا انجام نمیشوند، یا به تأخیر میافتند. همیشه به خاطر داشته باشید که اگر در زندگی طالب چیزهای ارزشمند و رسیدن به موفقیت هستید ناچار باید رنجهای کوتاه مدتی را تحمل کنید تا به خوبیهای دراز مدت دست یابید. البته رنج و لذت دارای سطوح و درجات بسیار است. بسیاری از افراد میخواهند در زندگی خود به موفقیت برسند ولی قادر به انجام آن نیستند و سرخورده میشوند. زیرا این افراد سعی نکردهاند در رفتارهای خود تغییری ایجاد کنند و به رفع مشکل بپردازند. یک انسان موفق باید ابزار و امکانات اولیه را مدنظر داشته باشد و بداند که شنیدن، دیدن، درک کردن و تجزیه و تحلیل کردن یک طرف قضیه است. آنچه که از همه ی اینها مهمتر است تصمیمگیری و اجرا کردن است.
3- قدم سوم یافتن راهی برای کنترل است. باید بازتابها و نتایج اقدامات خود را مورد بازنگری و بررسی قرار دهیم تا بفهمیم، کارها و اقداماتی که انجام میدهیم، ما را به موفقیت و رسیدن به اهدافمان نزدیک میکند و یا از آن دور میسازد. باید بدانید دستاورد عملکرد شما چیست. خواه عملکرد شما گفتگو با کسی باشد و یا عادات روزمره زندگی، اگر آن دستاورد، دلخواه شما نیست، دقت کنید که عمل شما چه نتایجی به بار آورده تا بعنوان تجربه انسانی از آن چیزی یاد بگیرید.
باید رفتارهای خود را با توجه به تغییرات
جدید تغییر دهیم تا با هدفمان سازگاری پیدا کند. برای اینکه تغییر پایداری
در زندگی خود به وجود آورید، باید راه تازهای بیابید و نتایج آن را خوب
بررسی کنید. |
منبع : بانکی