هرچه یک مدیر موفق نیاز دارد

زیاد توی وب می گردم . مطالب مفیدی که به درد هر مدیر موفقی بخوره رو قراره بذارم اینجا تا هم خودم یه آرشیو داشته باشم هم بقیه

هرچه یک مدیر موفق نیاز دارد

زیاد توی وب می گردم . مطالب مفیدی که به درد هر مدیر موفقی بخوره رو قراره بذارم اینجا تا هم خودم یه آرشیو داشته باشم هم بقیه

10راه برای برجسته بودن در محل ‌کار

اتفاقات خوب برای آنها که منتظر می‌مانند رخ نمی‌دهد.

برای خیلی از افراد، بزرگترین چالش درمحل‌کار این نیست که سعی کنند کارشان را خوب انجام دهند. اکثر ما در انجام کارمان توانا هستیم و اگر در یک یا دو نقطه ضعف‌‌هایی داشته باشیم، خیلی برای تغییر آن خودمان را به زحمت نمی‌اندازیم. برای اکثر ما بزرگترین چالش در محل‌کار این است که شناخته شویم یعنی کار خوبی که انجام داده‌ایم توسط همکاران و مدیرانمان دیده شود! برجسته بودن در محل‌کار مزایای زیادی دارد که از آن جمله می‌توان به بالاتر رفتن شانس ترفیع رتبه، به دست آوردن کارها و پروژه‌های بهتر و احترام اشاره کنیم.

خوب، حالا باید ببینیم چطور می‌توانیم بین همکارامان برجسته‌تر باشیم؟ بااینکه شما را برای انجام مسئولیتی که به شما محول شده استخدام کرده‌اند، اما فقط انجام مسئولیتتان کافی نیست. شما استخدام شده‌اید که بخشی از شرکت و سازنده آن تیم باشید و همچنین سازنده سود برای شرکت. اگر تا امروز نام و نشانی در محل‌کار نداشتید، دیگر زمانش رسیده که اعتباری برای خودتان برهم بزنید. البته ساختن اعتبار منفی زندگی کاری‌تان را دچار مشکل می‌کند اما اگر هیچکس از بالادستانتان نداند شما که هستید، تا اخر عمرتان متوسط خواهید ماند. اگر دوست دارید بدانید برای اینکه خودتان را از بین همکارانتان متمایز کنید چه باید بکنید، این 10 روش کمکتان می‌کند.

 

1. بدون اینکه از شما خواسته شود، کاری انجام دهید.

دوست دارید خیلی زود در چشم مدیرتان بدرخشید؟ خودتان وارد عمل شوید. کارهای کوچکی مثل بارگذاری دوباره دستگاه کپی تا آماده کردن گزارشات طولانی و کامل برای رئیستان: مهم این است که خودتان برای انجام آن کار داوطلب شده باشید. در حالت ایده آل، مدیر یک شرکت باید مثل مربی یک تیم ورزشی باشد و زمینه را برای فعالیت بازیکنان خود آماده کند. اما در اکثر موارد، مدیر فقط یک کارفرما است: هر کاری که خودش محول نکند، انجام نمی‌شود زیرا اکثر کارمندان فقط کاری را انجام می‌دهند که از آنها خواسته شده است. اگر می‌توانید هدف منطقی یک کار را ببینید، حتماً انجامش دهید: اگر کار X و کار Y را انجام داده‌اید، پیش رفته و کار Z را هم انجام دهید. با این روش این پیام را به رئیستان می‌رسانید که لازم نیست او برایتان نقطه‌ها را به هم وصل کند و اینکه خودتان توجه دارید و عمل مناسب را انجام می‌دهید که همه اینها ویژگی‌هایی عالی است.

2. در جلسات شرکت ساکت ننشینید.

شاید جلسات شرکت به نظرتان یک اتلاف وقت واقعی باشد چون معمولاً کار زیادی در آنها انجام نمی‌شود. اکثر افراد معمولاً در جلسات کاری ساکت نشسته و به دیوار روبه‌رویشان خیره می‌شوند یا با موبایل‌هایشان بازی می‌کنند و عده کمی هم در جلسه فعالیت می‌کنند. بااینکه این وضعیت برای کارمندان متوسط بد نیست، اما سعی ما این نیست که متوسط باشیم.


پس حرف بزنید و در جلسه شرکت فعالیت داشته باشید. دقت کنید که وضعیت تعادل را رعایت کنید. نه باید اینقدر ساکت باشید که حضورتان با تابلوی روی دیوار تفاوتی نداشته باشد و نه اینکه به نظر برسد عاشق صدای خودتان هستید چون بی‌وقفه حرف می‌زنید و نوبت را به کسی نمی‌دهید. اینکه نظراتتان را به گوش بقیه برسانید یکی از اسرار برجسته شدن در محل‌کار است. از مخالفت کردن با دیگران، حتی رئیستان، واهمه نداشته باشید—تا زمانیکه این مخالفت به طریقی محترمانه و سازنده ابراز شود، دلیلی برای جلوگیری از آن وجود ندارد.

3. سازمانی همه چیز تمام ایجاد کنید.

سازمانی همه‌چیزتمام ایجاد کنید که برایتان اعتبار بیاورد. یک پروژه تک نفره می‌تواند اعتبارتان را بالا ببرد اما اعتباری که برای قابل‌اعتماد و اطمینان بودن به دست بیاورید، سخت‌تر است. اینکه به فردی در اداره تبدیل شوید که همه وقتی سوال دارند پیشتان بیایند زمان می‌برد اما کارهایی هست که می‌توانید برای سریع‌تر کردن ایجاد این اعتبار انجام دهید. اینکه تقویمی را در اتاقتان نصب کنید اقدام خوبی است. یک کار دیگر می‌تواند این باشد که درخواست‌هایتان را یادداشت کتید. همیشه کاغد و قلم همراه داشته باشید و یا آن را در بخش یادداشت تلفن‌همراهتان بنویسید. اما اگر در جلسه هستید و کسی از شما گزارش خواست، حتماً یادداشت‌برداری کنید. مطمئناً می‌دانید چقدر بد است که وقتی از کسی می‌خواهید که وقتی در جلسه شرکت کرد گزارش آن را به شما بدهد و بعد از آن چیز زیادی به خاطرش نمانده باشد. پس شما برعکس آن باشید!

4. آراسته و مرتب باشید.

به تناسب کار و سمتی که دوست دارید داشته باشید لباس بپوشید نه کاری که الان دارید. مطمئناً این توصیه را صدها بار در همین وبسایت خوانده اید اما باز هم تکرار می‌کنیم. آراستگی و طرز لباس پوشیدن بخش مهمی از درک و تصور دیگران از شما را تشکیل می‌دهد. سعی کنید هر روز چند دقیقه‌ای را به آراستن خودتان اختصاص دهید. اگر موهایتان تمیز و مرتب به نظر برسد، دهانتان خوشبو باشد و هر روز اصلاح کنید نیمی از راه را رفته‌اید.

اگر هنوز هم اهمیت ظاهر و آراستگی برایتان اثبات نشده است، این تمرین ذهنی را انجام دهید: در ذهن خود، یکی از همکارانتان که دیروز با او ناهار خوردید را تجسم کنید. آیا لباسی که به تن کرده بود یا وضعیت موها و صورتش را یادتان هست؟ شاید دقیقاً یادتان نباشد که چه پوشیده بود اما مطمئناً می‌توانید نوع و سبک لباس پوشیدنش را به خاطر بیاورید. آن نوع و سبک لباس پوشیدن همان تاثیری است که او بر شما داشته است. بااینکه افراد معمولاً به طور کامل و با جزئیات وضعیت ظاهر شما را به خاطر نمی‌سپارند اما یک درک و حس خاص از وضعیت ظاهری شما در ذهن نگه می‌دارند که با گذشت هفته‌ها و ماه‌ها ایجاد می‌شود. پس سعی کنید تجسمی مثبت از ظاهر خودتان در ذهن همه ایجاد کنید.

5. عدد بقیه را بدانید.

بااینکه باخبر بودن از منطقه کاری خودتان الزامی است اما اینکه بدانید بقیه چطور کار می‌کنند هم می‌توانید برایتان مفید باشد. اگر هر ماه یک کپی از وضعیت مالی شرکت به شما می‌دهند، آن را جزء به جزء بررسی کنید. با مطالعه دقیق آن می‌توانید درک خوبی از روند پیشرفت کلی شرکت و همچنین بخش‌های مختلف به دست آورید. برای بررسی و مطالعه ایمیل‌ها و نامه‌ها و پیام‌هایی که درمورد سایر بخش‌ها دریافت می‌کنید چند دقیقه در روز وقت بگذارید. به خاطر داشته باشید، هدف نهایی همه بخش‌ها بالا بردن سود اقتصادی نیست، اما همه بخش‌ها اهدافی برای خود دارند که با عدد قابل شمارش هستند. باید بتوانید به بخش‌های مختلف درصورت ارتقاء کاری و پیشرفت تبریک بگویید.

6. عدد خودتان را بدانید.

اگر می‌خواهید دقیق به نظر برسید، باید دقیق باشید. راه دقیق بودن در کاراین است که اعداد را بدانید. اگر از مسایل مالی، کار و سایر اعداد و ارقام داخل و خارج شرکت باخبر باشید، نسبت به آنهایی که مطلع نیستند، ارجحیت دارید. این مسئله علاوه بر اینکه اطلاعات خوبی برای جلسات  در اختیارتان قرار می‌دهد، باعث می‌شود از روند پیشرفت شرکت باخبر باشید. بعنوان مثال، دانستن وضعیت مالی بخش خودتان، به شما کمک می‌کند بفهمید چه زمانی بهتر است برای درخواست کمک‌هزینه برای پروژه‌ها به رئیستان نزدیک شوید.

7. یک کتابخانه داشته باشید.

داشتن کتاب در محل‌کار نشانه هوش است. داشتن چند کتاب خوب، مخصوصاً در زمینه بیزنس، این تصور را در ذهن دیگران ایجاد می‌کند که سعی در ارتقاء کاری خود دارید.  اگر می‌خواهید ترفیع پیدا کنید، این دقیقاً همان پیامی است که باید در ذهن رئیستان ایجاد کنید. برای شروع مکالمه هم خوب است چون ممکن است دیگران برای چیز دیگری سراغتان بیایند و و در این مورد هم سوال کنند و ازآنجاکه مطمئناً دوست ندارید کل روزتان را به حرف زدن‌های بیهوده بگذرانید، کتاب می‌تواند راه خوبی برای ایجاد رابطه با دیگران باشد. اگر در اتاق کارتان جا دارید، یک قفسه نصب کرده و آن را تبدیل به یک کتابخانه کوچک کنید. اگر هم جا ندارید، گذاشتن چند کتاب روی میز کارتان می‌تواند شروع خوبی باشد.

8. درمورد اعضای خانواده همکارانتان اطلاعات پیدا کنید.

بگذارید یک آزمایش کوچک انجام دهیم: چه کسی برایتان اهمیت بیشتری دارد، همکارانتان یا عزیزانتان؟ درمورد کسانی که با آنها کار می‌کنید هم همینطور است: چه بچه باشند، چه همسر و یا حتی والدینشان، همکارانتان هم در خانه عزیزانی دارند که اهمیت فوق‌العاده‌ای برایشان دارند. سعی کنید کمی درمورد کسانیکه برای همکارانتان عزیز هستند اطلاعات پیدا کنید. دانستن نام‌ها و سن تقریبی اعضای خانواده‌شان شروع خوبی است. البته این کار باید هوشمندانه انجام شود. این کار شما نباید فضولی در زندگی خصوصی دیگران به نظر برسد.

دانستن این اطلاعات درمورد خانواده رئیستان هم خوب است اما فقط به این شرط که خودش برای ارائه این اطلاعات داوطلب شود: پرسیدن سوالات خصوصی از رئیستان ممکن است نتیجه عکس برایتان به دنبال داشته باشد.

9. سازنده باشید نه مخرب.

همه ما با افرادی کار کرده‌ایم که تنها مشارکتی که در جلسات و پروژه‌ها دارند این است که با انتقادهایشان ذهن و کار بقیه را خراب کنند. منظورمان این نیست که عنوان کردن مشکلات ایرادی دارد، اما باید بتوانید برای انتقاداتتان راه‌حل هم پیشنهاد بدهید. پیدا کردن مشکلات کار چندان سختی نیست اما افراد کمی هستند که تلاش بیشتری به کار گرفته و پیشنهاد دهند که برای آن مشکل چه اقداماتی باید انجام شود. فقط پیدا کردن ایرادات کار ساده است و هیچ اعتبار و ارزشی هم برایتان درست نمی‌کند.

پس به جای اینکه فقط بعنوان منتقد و منفی‌گرا در چشم دیگران ظاهر شوید، حداکثر تلاشتان را به کار گیرید که مشارکتتان سازنده باشد نه مخرب. اگر ایراد و اشکالی را در کار مشاهده کردید، کاری در مورد آن بکنید و دقت کنید که مشارکت کلی‌تان در آن رابطه مثبت باشد.

10. گروه خدمات و پشتیبان را بشناسید.

با خدمه شرکت مهربان باشید. آنها افرادی زحمتکش هستند و باید از زحماتشان قدردانی کنید. یادتان باشد خیلی از آنها ده‌ها سال است که در آن کار هستند. مهربان بودن هیچوقت به کسی صدمه نمی‌زند اما خیلی‌ها به دلیل پست‌تر بودن طبقه شغلی این افراد، گاهی با آنها بدرفتاری می‌کنند. هیچوقت با کسی طوری برخورد نکنید که پایین‌تر از شما قرار دارد.



منبع: سایت مردمان


آیا اتومبیل‌های قرمز را می‌بینید؟!


اخیرا کتاب جدیدی با نام «دیدن اتومبیل‌های قرمز» در آمریکا منتشر شده است. این کتاب به یکی از کتاب‌های پرفروش آمازون تبدیل شده است. این کتاب درمورد اهمیت دیدگاه‌مان و تاثیر آن در موفقیت صحبت می‌کند. در این شماره به نکات مهم این کتاب می‌پردازیم. امیدواریم در سال 1391 مثبت‌تر فکر کنیم و بهترین سال زندگی‌مان را رقم بزنیم.

آیا به موضوعات خوب فکر می‌کنید یا موضوعات بد؟
مردم به‌طور طبیعی به نتایج منفی فکر می‌کنند، نه مثبت. اغلب نتایج منفی نصیب افراد بدبین می‌شود. از طرف دیگر، برای مردم مثبت‌اندیش، اتفاقات خوب پی‌درپی رخ می‌دهد. این درست مانند زمانی است که یک اتومبیل قرمز می‌خرید و پس از آن همه اتومبیل‌های قرمز اطراف خود را می‌بینید. دیدن اتومبیل‌های قرمز برای شما معنی‌دار می‌شود. شما به اتومبیل زیبا و جدید خود افتخار می‌کنید و بسیار هیجان‌زده هستید، درنتیجه زیاد به آن ‌فکر می‌کنید. وقتی اتومبیل قرمز نقطه اصلی تمرکز شما باشد، اتومبیل‌های قرمز همه‌جا در اطرافتان ظاهر می‌شوند.

پیام این است که «بر هر چیزی تمرکز کنید، مقدار بیشتری از آن‌را به‌دست می‌آورید.» اگر موضوعات خوشایند را تجسم کنید، اتفاق خواهند افتاد. البته همین موضوع درمورد موارد ناخوشایند نیز صدق می‌کند. بازیکن گلفی که مدام نگران پرتاب توپ به درون دریاچه است، همیشه آن‌را به درون آب می‌اندازد. اگر نگرش شما مسیرتان را مشخص کند، پس خوب است که افکار خود را به مسیر مثبتی هدایت کنید. این سه گام را انجام دهید:

1. به آن ‌فکر کنید
به خودتان قول دهید که فعالانه به مطالب مثبت و فقط به نتایج مثبت فکر ‌کنید. در اجرای این برنامه کاملا جدی باشید و آن را مانند قراردادی با خودتان درنظر بگیرید. هدف شما: کنترل فعالانه فرایند تفکرتان است.

2. آن را ببینید
خروجی‌های مطلوب خود را مجسم کنید. آن‌ها را به‌طور شفاف و با جزئیات کامل ببینید.

3. آن‌را انجام دهید
برای دست‌یابی به خروجی‌های مطلوب، اقدامات مثبت انجام دهید. پافشاری کنید. برای اثرگذاری بر مواردی که در توان شماست، به‌سختی کار کنید. وقتی کارها به‌خوبی پیش می‌روند جشن بگیرید. اقدامات خود را به‌صورت روزانه، هفتگی و ماهانه برنامه‌ریزی کنید.

4.از دست عادات ذهنی خلاص شوید
دائما از فرایند فکری و عادات ذهنی خود آگاه باشید. به عادت مضر تفکر منفی باز نگردید. مردم در روز به 12000 تا 50000 مورد مجزا فکر می‌کنند. 70 درصد این تفکرات، نگرانی از نتایج نامطلوب در آینده است. دلیل آن چیست؟ دکتر «اِلن وبر» توضیح می‌دهد که «شرایط اجتماعی و تجربیات زندگی» باعث تفکر منفی‌ می‌شود. تذکرات رایج در والدین مانند «مواظب باش صدمه نبینی!» کودکان را برای اندیشیدن به نتایج منفی و نه مثبت شکل می‌دهد.

به‌علاوه، اغلب مردم فکر می‌کنند که شایسته موفقیت نیستند یا توانایی دسترسی به آنرا ندارند. برای شروع تفکر مثبت، باید بر این مانع غلبه کنید.


5.بادامه مغز شما چگونه کار می‌کند؟
بادامه مغز مسئول عکس‌العمل نشان دادن به «ترس و نگرانی» است که با حضور خطرات فیزیکی یا اضطراب احساسی به وضعیت ترس وارد می‌شود. حالت ترس باعث ترشح ماده‌ای شیمیایی به‌نام کورتیزول می‌شود که عوارض فیزیولوژیکی مضری به‌دنبال دارد. انسان‌ها می‌توانند از تفکر مثبت برای رد کردن این حالت ترس در بادامه مغز استفاده کنند. تفکر مثبت از ترشح کورتیزول جلوگیری می‌کند و به‌جای آن مغز را وادار به ترشح «سِرُتونین» می‌کند که با «خلاقیت، نوآوری و تمرکز» در ارتباط است. این موارد در نقطه مقابل ترس و نگرانی قرار می‌گیرند.

مغز توانایی فوق‌العاده‌ای برای خلق مسیرهای عصبی جدید دارد. با تفکر مثبت می‌توانید مغز خود را وادار به بازسازی کنید. فرایند تغییر عصبی پویاست و گام‌به‌گام نیست. بنابراین همیشه مثبت بیاندیشید. با این‌کار می‌توانید مسیرهای عصبی جدیدی در مغز خود ایجاد کرده و نتایج مثبت‌تری را تجربه کنید.

6.از موارد کوچک شروع کنید
سعی نکنید یک‌شبه تغییرات بزرگی در تفکر خود ایجاد کنید. این‌کار ممکن است بادامه مغز را تحریک کند و باعث ترشح کورتیزول شود که نتایج منفی زیادی به‌همراه دارد. به‌جای آن ذهن خود را تغییر دهید، اما این‌کار را به‌صورت تدریجی انجام دهید. در فعالیت‌های جدیدی مثل گسترش مهارت‌های جدید مشارکت کنید. با ترس‌های خود روبه‌رو شوید و برای غلبه بر آن‌ها به‌سختی کار کنید. کارهایی که امیدوارید در حوزه‌های مختلف زندگی انجام دهید را به‌دقت مشخص کنید.

تصور نتایج مثبت برای رویدادهای پیش‌رو می‌تواند به اتفاق افتادن آن‌ها به‌همان ترتیب کمک کند. آلوارو پاسکوآل، متخصص مغز، برای نشان دادن عملکرد این تکنیک‌های تجسم، دو گروه را در یادگیری نواختن پیانو مورد بررسی قرار داد. این دانشمند گروهی را انتخاب کرد و به آنها توضیح داد که با کدام انگشت کدام نت را بنوازند و از آن‌ها خواست که پنج روز و روزی 2 ساعت بر پیانو تمرین کنند. گروه دیگر استفاده از انگشتان برای نواختن نت را به طور مجازی یاد گرفتند. آن‌ها پنج روز و هر روز به مدت 2 ساعت با گوش دادن به نت‌هایی که نواخته می‌شد، خود را در حال نواختن پیانو تجسم می‌کردند. پس از آن، هر دو گروه نت‌ها را روی پیانو اجرا کردند و هر دو تقریبا به یک اندازه نواختن صحیح پیانو را آموخته بودند.

تجسم کار پیچیده‌ای نیست. خود را در حال انجام کاری تصور کنید که آرزویش را دارید، مثلا ارائه یک سخنرانی فوق‌العاده.. آن‌را شفاف و با جزئیات مجسم کنید.

از افراد منفی دوری کنید. به‌دنبال دوستان خوش‌بین باشید و با آن‌ها ارتباط برقرار کنید. چهار حالت باعث ناآرامی ذهنی می‌شود. «فرّار بودن، عدم‌قطعیت، پیچیدگی و ابهام.» برای رویارویی با آن‌ها، تصویر واضحی از خواسته‌های خود در ذهن حفظ کنید. با یادآورهای تصویری یعنی نشانه‌هایی که سفر ذهنی جدید شما را به یادتان می‌آورند به خود کمک کنید. می‌توانید به سادگی از روش «اتومبیل‌های قرمز» استفاده کنید. بعضی افراد لباس قرمز می‌پوشند تا تفکر مثبت را به خود یادآوری کنند. افراد دیگر اشیای قرمزی را به‌عنوان یادآوری‌کننده در محل کار خود قرار می‌دهند.


چند تمرین عملی
برای این‌که تفکر مثبتی داشته باشید، اول باید خودتان را بشناسید. برای اجرای 6 گام «اتومبیل قرمز» این فهرست‌ها و جداول را تهیه کنید:

1. احساسات/ علایق و نقاط قوت
کارتان را با نوشتن احساسات، علایق و نقاط قوت خود آغاز کنید. تحقیقات نشان داده‌اند که تنها 20 درصد از مردم از نقاط قوت شخصی خود هر روز فعالانه استفاده می‌کنند. برای تعیین نقاط قوت خود گروهی که در آن قرار می‌گیرید را مشخص کنید، مثلا «موفق: همیشه می‌خواهید دستاوردهای بزرگ داشته باشید. فرمانده: می‌خواهید کارها را اداره کنید. مشاور: یک متفکر منظم هستید. جمع‌کننده: از جمع کردن افراد در کنار هم لذت می‌برید. احساسات و علایق شما به زندگی‌تان هیجان می‌بخشد.

2. احساسات/ علایق، نقاط قوت و ارزش‌ها
ارزش‌های خود را به فهرست‌تان اضافه کنید. اصول معنی‌داری که اثر مستقیمی بر کار بعدی شما دارند را انتخاب کرده و فهرستی از اهداف مهم خود تهیه کنید. ارزش‌های رایج شامل شجاعت، عزم و امانت‌داری هستند. پنج ارزش را در جدول خود بگنجانید.

3. فهرست مشارکتی
کارهایی که می‌خواهید انجام دهید را در طوفان مغزی بررسی کنید. سپس فهرستی از اهداف خود تهیه کنید.

4. دایره کامل
نموداری با بیضی کوچکی در مرکز آن و محورهایی رو به بیرون رسم کنید. روی هر محور دایره‌ای بکشید که نماد یکی از حوزه‌های وسیع زندگی شما مثل روابط، سلامتی و تندرستی، شغل، معنویات، تحصیلات و... است. نقطه‌ای مشکی به نشانه میزان انجام درست وظایف هر گروه روی هر محور بکشید. هرچه نقطه مشکی به هر دایره نزدیک‌تر باشد، در آن حوزه بهتر عمل کرده‌اید.

5. تنظیم جملات «می‌خواهم...»
پس از تفکر دقیق درباره همه موضوعات و تمرینات بالا و نوشتن پاسخ‌های خود، مجموعه‌ای از جملات «می‌خواهم....» را برای هر گروه اصلی زندگی خود تهیه کنید. مثال: گروه پولی: می‌خواهم بیشترین درصد ممکن را در برنامه 401بازنشستگی خود سرمایه‌گذاری کنم. گروه شغلی: می‌خواهم در سال آینده کاری پیدا کنم که از آن لذت ببرم و در آن احساس چالش و ارزش داشته باشم.


این موارد را کاملا شفاف بنویسید. جملات «می‌خواهم..» را مثبت و قطعی بنویسید. آن‌ها باید «خاص، قابل اندازه‌گیری» و دارای مهلت معین باشند. بنابراین «می‌خواهم بیشتر مطالعه کنم» اثرگذار نیست. به‌جای آن بنویسید: «می‌خواهم 20 صفحه در روز مطالعه کنم.»

جملات «می‌خواهم...» را بر‌اساس «احساسات،‌ نقاط قوت و ارزش‌ها،‌ مهارت‌ها و مزیت‌های حرفه‌ای و عواملی خارجی اثر‌گذار بر اهداف خود،‌ مثل پیشرفت‌های تکنولوژیکی و ملاحظات بازار بنویسید. برای کوتاه‌مدت نیاندیشید.

6. کاربرگ پل
در تمرین بعدی برای شناخت خود، «کاربرگ پُل» را تهیه کنید. این کاربرگ چهار موردی را نشان می‌دهد که «پلی برای رسیدن شرایط مطلوب» ایجاد می‌کند. فهرستی از شرایط فعلی خود، برای مثال: «من نامنظم کار می‌کنم و شرایط نامساعدی دارم»، آنچه آرزو دارید به‌دست آورید:‌ «می‌خواهم در 18 ماه آینده فلان مقدار پول به‌دست آورم»، ‌چیزی که باید داشته باشید:‌ «می‌خواهم هر ماه یک فعالیت خاص دوستانه/خانوادگی برنامه‌ریزی کنم» و آنچه خوب است اما ضروری نیست: «می‌خواهم ماهانه حداقل 10 درصد درآمدم را در بازار سهام یا بازار مسکن سرمایه‌گذاری کنم» را تهیه کنید. جملات مربوط به خواسته‌ها، ارزیابی شرایط فعلی، بایدها و فهرست موارد خوب اما غیرضروری را با گروه‌های نمودار دایره‌ای خود مرتبط کرده و برای هر مورد مهلتی مشخص کنید. یاداشت همه موارد، باعث تمرکز تفکر و برنامه‌ریزی می‌شود.

این تکنیک‌های ذهنی برای تیم نیز مفید هستند
تمرین‌هایی که در بالا به آن‌ها اشاره شد،‌ علاوه بر افراد برای تیم‌ها نیز مفید هستند. تیم‌هایی که از فرایند ارزیابی شخصی پیروی کرده و فهرستی از خواسته‌های خود تهیه می‌کنند، می‌توانند هویت خود به‌عنوان یک گروه و مواردی که مایلند به آن‌ها دست یابند را شفاف‌سازی کنند. اعضای تیم می‌توانند پیشاپیش این تمارین را اجرا کرده یا برای کمک به دیگر اعضای تیم، از آن‌ها استفاده کنند.

اگر همه با تفکر «ماشین قرمز» سازگار شوند، ‌سازمان سود زیادی کسب خواهد کرد. برای تغییر فرهنگ خود به شکلی مثبت، ‌به همه یاد دهید که بر خواسته‌های خود تمرکز کنند، ‌نه بر نگرانی‌ها و ترس‌ها. چنین تغییری بسیار انرژی‌بخش است.

مدیر سبز